در این مطلب میخوانید:
پروژههای ساخت و ساز؛ سیستمهای اجرای پروژههای زیربنایی (بخش دوم)
علاوه بر سه سیستم اجرای پروژه که در بخش نخست و در مقاله پیشین به آن پرداخته شد، در این بخش به دو سیستم دیگر اجرای پروژه پرداخته میشود.
خدمات دفتر بین المللی Esk law firm
حقوق ساختوساز و روشهای مختلف تحویل پروژه
-
سیستم طراحی و ساخت (سیستم دوعاملی) Design – Build (DB)
در سیستم طراحی و ساخت که در مراجع مختلف تحت عنوانهای دیگری نظیر کلید در دست (Turnkey) یا «طراحی، تأمین تجهیزات و ساخت» (EPC) نیز نامیده میشوند، مسئولیت طراحی، تأمین تجهیزات، ساخت، نصب، آزمایش و راهاندازی پروژه بر عهده پیمانکار واحد یا کنسرسیومی از شرکتهای واجد صلاحیت گذاشته میشود که درمجموع به عنوان پیمانکار محسوب میشوند.
این سیستم اجرای پروژه در پاسخ به نارساییها و خلأهای موجود در سیستمهای قبل و بهمنظور هماهنگسازی فرایند طراحی و ساخت پروژه ایجاد شده است؛ در سیستم مزبور کارفرما با پیمانکار واحد و یا کنسرسیومی از شرکتها که مجتمعاً پیمانکار را تشکیل میدهند، قراردادی منعقد کرده و کنسرسیوم، طراحی و ساخت پروژهای با اوصاف و مبلغ معین را در دورهای مشخص بر عهده میگیرند، بهنحویکه با تکمیل فرایند ساخت، کارفرما قادر باشد با چرخاندن کلید، بهرهبرداری از تأسیسات احداثشده را آغاز کند.
سیستم کلید گردان یا Turnkey
در پروژههایی که برحسب ماهیت، موضوع و الزامات اجرایی پروژه، عنصر«راه اندازی» (Commissioning) در آنها مصداق مییابد، مانند پروژههای نیروگاهی یا پالایشگاهی، قرارداد طراحی، تأمین تجهیزات و ساخت یا “EPC”،بهنوعی به صورت کلید در دست (گردان) یا “Turnkey” اجرا میشود و عنصر راهاندازی به عنوان یکی از تعهدات پیمانکار در قرارداد تصریح میشود؛ بااینحال ممکن است برخی از پروژهها برحسب موضوع و ماهیتشان فاقد عنصر راهاندازی بوده و اجرای قرارداد “EPC”، به صورت کلید در دست (گردان) یا “ Turnkey” موضوعیت پیدا نکند. وانگهی اجرای پروژه به صورت کلید گردان مستلزم اجتماع عناصر E، PوC در یک مجموعه نیست و ممکن است صرفاً بخشی از یک پروژه سهعاملی و یا پروژهای که تحت سایر سیستمهای اجرا، تعریف شده است، به صورت کلید در دست (گردان) اجرا شود.

نکاتی درباره سیستم طراحی و ساخت
با وجود مزایای متعددی که بر استفاده از سیستم طراحی و ساخت مترتب است، در این سیستم کنترل و نظارت کارفرما بر پروژه به نسبت افزایش مسئولیت پیمانکار، کاهش مییابد؛ ازاینرو همانطورکه در کتاب نقرهای فیدیک نیز پیشبینی شده است، کارفرما در فرایند برگزاری مناقصه و تهیه اسناد آن میکوشد تا حد ممکن شرایط و اوصاف پروژه و خدماتی که باید ارائه شود را بهدقت مشخص کند. در این راستا ضروری است کارفرما زمان و منابع بیشتری را صرف مرحله برگزاری مناقصه کند تا از صلاحیت فنی پیمانکار در طراحی و ساخت پروژه اطمینان یابد.
در مقابل، پیمانکار نیز باید در تهیه پیشنهاد خود دقت بسیاری به کار گیرد تا در عین رقابتیبودن، متناسب با ریسکهای پذیرفته، سودبخشی معقولی برای وی به همراه داشته باشد.
در آخر خاطرنشان میسازد، ممکن است کارفرما صرفاً در اجرای بخشی (Part – Turnkey or Semi – Turnkey)از پروژه از شیوه کلید در دست استفاده کند که در این صورت مابقی پروژه ممکن است به شیوه سهعاملی اجرا شود.

-
سیستم ساخت، بهرهبرداری و انتقال B.O.T) Built-Operation-Transfer)
در این سیستم کارفرما افزون بر طراحی، تأمین تجهیزات و ساخت، تأمین مالی پروژه را نیز به پیمانکار یا کنسرسیومی از شرکتها واگذار میکند؛ در سیستم بی.او.تی که بهنوعی در پروژههای معظم زیربنایی کاربرد دارد، سازمانی دولتی امتیاز ساخت و بهرهبرداری از پروژهای معین را به یک کنسرسیوم اعطا میکند و کنسرسیوم تأمین مالی، طراحی، تأمین تجهیزات، ساخت، نصب، آزمایش، راهاندازی و مدیریت پروژه را ظرف مدت مشخص بر عهده گرفته و طی دوره بهرهبرداری، هزینهها و سود سرمایهگذاری خود را از فروش محصولات و یا خدمات پروژه مستهلک و دریافت میکند؛ پس از پایان دوره بهرهبرداری، تأسیسات بدون پرداخت هر گونه مبلغی به سازمان عمومی یا دولتی اعطاکننده امتیاز منتقل خواهند شد.

قرارداد EPCF
یکی از قراردادهایی که از حیث ساختار مالی تاحدی شبیه به قراردادهای بی.او.تی است، قرارداد طراحی، تأمین تجهیزات، ساخت و تأمین مالی («EPCF»Engineering-procurement-construction and Finance) است؛ در این قرارداد پیمانکار افزون بر سه عنصر طراحی، تأمین تجهیزات و ساخت، تأمین مالی پروژه را نیز بر عهده میگیرد. در شیوه مزبور کارفرما پس از تکمیل پروژه، آن را از پیمانکار تحویل گرفته و استهلاک هزینهها و حقالزحمه پیمانکار برحسب توافقهای طرفین ممکن است در اقساطی برابر و ماهانه از محصولات پروژه مستهلک و پرداخت شود و یا ترتیب دیگری در این راستا مورد توافق قرار گیرد. درصورتیکه بازگشت سرمایهگذاری و سود پیمانکار EPCF، به عواید حاصل از پروژه منوط شود، میتوان از این قرارداد به عنوان یکی از شیوههای تأمین مالی پروژه یاد کرد.
گفتنی است بهرهبرداری از تأسیسات در این شیوه بر عهده خود کارفرما یا پیمانکار دیگری که او استخدام میکند، خواهد بود. مبنای ایجاد چنین شیوهای را باید در رقابت شدیدی که در برخی بازارهای سرمایهگذاری بین سرمایهگذاران وجود دارد و آنها را به فاینانس پروژه در کنار سه عنصر دیگر ترغیب میکند از یکسو و وجود محدودیتهای مالی و قانونی طرف سرمایهپذیر از سوی دیگر، جستوجو کرد؛ در ایران نیز این شیوه بهویژه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در سالهای اخیر رواج یافته است.
قراردادهای بی.او.تی بیشتر از آنکه یکی از سیستمهای ساخت پروژههای عمرانی محسوب شود، به عنوان یکی از شیوههای تأمین مالی پروژه مطرح میشود.
دفتر حقوقی بین المللی Esk law firm
دفتر حقوقی ESK به حوزه های تخصصی مختلفی تقسیم شده است تا مشتریان بهراحتی و بهسرعت به وکیلی دسترسی داشته باشند که دارای تجربه و تخصص در صنعت یا تجارت مورد نظر آنهاست
نکاتی درباره EPCF
یکی عناوینی که با وجود شباهت با قرارداد EPCF، ممکن است با آن اشتباه گرفته شود، قرارداد EPC&F یا EPC+F است؛ مطابق قرارداد اخیر که در سالهای اخیر مبنای اجرای چند پروژه نفتی در ایران بوده است، پیمانکار، پروژه موضوع قرارداد را تأمین مالی نمیکند، بلکه متعهد میشود با استفاده از اعتبار خود و توجیه اقتصادی پروژه، ترتیبات و مذاکرات لازم را بهمنظور یافتن فاینانسور و ایجاد هماهنگی بین کارفرما و او برای تأمین منابع مالی لازم برای اجرای پروژه فراهم سازد. در این شیوه برخلاف شیوه EPCF، قرارداد فاینانس بین کارفرما و فاینانسور امضا میشود و کلیه تضامین بازپرداخت تسهیلات ازجمله رهن پروژه نزد فاینانسور، از سوی کارفرما تأمین خواهد شد.


بدون نظر