در این مطلب میخوانید:
اقتصاد دانشبنیان و فرصتهای جدید سرمایهگذاری در ایران
مقدمه
چند سالی است که بحث اقتصاد دانشبنیان و اهمیت آن در دنیای کنونی، محل صحبت کارشناسان و اندیشمندان زیادی شده است. شرکتهای دانشمحور در دهههای اخیر، رشد چندبرابری را نسبت به گذشته تجربه کردهاند و با سرعتی باورنکردنی در حال یافتنِ جایگاه مناسبشان در اقتصادهای قدرتمند هستند. با توجه به سیر پیشرونده و پرسرعتِ رشد این شرکتها و نیز با توجه به رقابت پنهان و تنگاتنگی که میان قدرتهای اصلی اقتصادی جهان در پیشتازی در این عرصه در جریان است، به نظر میرسد در آیندهای نهچندان دور شاهد انتقال میدان رقابت قدرتهای بزرگ از حوزههای سختافزاری به این حوزههای جدید باشیم. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که روند اصلی اقتصاد جهانی در دهههای پیش رو، تولید دانشمحور و توسعۀ دانشمحور خواهد بود؛ از همین رو، نظریهپردازی پیرامون تبیین نقش و جایگاه آن در اقتصاد کشورها بسیار اهمیت دارد.
ارتباط میان اقتصاد دانشبنیان و مراکز تولید علم
بهطورکلی شرکتهای دانشمحور به دو دستۀ کلی تقسیم میشوند: شرکتهایدانشبنیان و شرکتهای فناوریمبنا. مجموع شرکتهای دانشمحوری که در یک اقتصاد مشغول فعالیت هستند، هستۀ اصلی اقتصاد دانشبنیان را در آن کشور شکل میدهند. این شرکتها معمولاً توسط نخبگان تأسیس میشوند یا اینکه بدنۀ اصلی آنها از گردهمایی نخبگان ساختار یافته است. هرچه ظرفیتهای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی یک کشور در تربیت و تحویل نخبگان گستردهتر باشد و از زیرساختهای بهتری برای پرورش استعدادها برخوردار باشد، در مسیر حرکت به سمت اقتصاد دانشمحور نیز موفقتر عمل خواهد کرد.
در هر جامعهای افراد فراوانی هستند که در سیستم آموزش عالی مشغول به تحصیل و فعالیت میشوند اما معمولاً درصد اندکی از آنان دارای استعدادهای ویژه و بالایی در زمینۀ تخصصیشان هستند. این افراد که در واقع شاخصترینها در رشتۀ تحصیلی خودشان محسوب میشوند، نخبگانِ دارای استعداد بالاتر نسبت به سایرین هستند. حال از میان همین نخبگان، اقلیت محدودتری در این میدان تنگاتنگ رقابت سر برمیآورند که میتوانند مؤسس شرکتهای دانشبنیان شوند یا به نیروهای اثرگذار در بدنۀ اصلی شرکتهای مهمِ دانشبنیان تبدیل شوند.
بدینترتیب واضح است راه یک اقتصاد دانشبنیان از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی میگذرد و هرچه کشوری در فراهمآوری زیرساختهای مورد نیاز در این عرصه موفقیت بیشتری به دست آورد، در واقع ثمرۀ آن را در آینده و در حرکت هموارتر به سمت اقتصاد دانشبنیان خواهد یافت.
جایگاه آموزش عالی ایران در حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان
در کشور ما ایران نیز در دهههای اخیر بهویژه پس از پیروزی انقلاب، گامهای گسترده و قابلتوجهی در مسیر حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان برداشته شده است. در سالهای اخیر شاهد سرمایهگذاریهای گسترده و استراتژیک فراوان از سوی دولت در زمینه توسعۀ این شرکتها هستیم. همانطور که میدانید، اصلیترین زیرساخت اقتصاد دانشبنیان، حوزه آموزش عالی است. کشور ایران با هدف افزایش کمّیت و کیفیت آموزش عالی سرمایهگذاریهای گستردهای انجام داده و توانسته است در رتبهبندیهای جهانی آموزش عالی، رتبههای مهم و درخور توجهی را برای برخی دانشگاههای برتر ایرانی به همراه آورد. بدینترتیب کشور یکی از اصلیترین پیشنیازهای لازم برای تحقق اقتصاد دانشبنیان را تدارک دیده است.
گزارشهای جهانی نیز مؤید همین نکته هستند و ایران را یکی از مراکز نخبهپروری جهان معرفی کردهاند. خیل عظیمی از نخبگان ایرانی که در دانشگاههای معتبر جهانی مشغول تحصیل هستند و یا فارغالتحصیلانی که شرکتهای خارجی فعالیت دارند و معمولاً نیز جزء قشر پیشتاز به شمار میروند، شاهد دیگری بر توانایی ایران در تولید نخبگان علمی است که متأسفانه در دهههای گذشته به دلیل نبود زیرساختهای مناسب و برنامهریزیهای دقیق، منجر به خروج نخبگان از کشور و جذب این نیروهای مستعد و آمادۀ تولید در سیستم آموزشی و اقتصادی دیگر کشورها شده است.

اقتصاد دانشبنیان؛ سکوی پرتاب توسعه اقتصادی ایران
با توجه به مطالبی که مطرح شد، روشن است سرمایهگذاری روی توان نخبگان داخلی در قالب شرکتهای دانشمحور میتواند زمینۀ تحول در اقتصاد ایران را فراهم کند و با توجه به توان بالای شرکتهای ایرانی و عزم جدی مجموعه سیاستگذاری کشور در حرکت در مسیر اقتصاد دانشبنیان، بیش از هر زمان دیگری شرایط برای ورود و سرمایهگذاری در این عرصه هموار شده است. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم اقتصاد دانشبنیان دارای برخی ویژگیهای منحصر به فرد است که ضرورت اتکای به آن را دوچندان میسازد. برای مثال این صنعت و این جریان، قابل تحریم نیست! بدینترتیب ایران که همواره در مسیر استقلالطلبی و حرکت به سمت پیشرفت با سد و مانع بزرگی به نام تحریم مواجه بوده است، این بار به دلیل ماهیت سیال و پویای علم، از تحریمهای یکجانبه بینالمللی گزندی نخواهد دید. کالاهایی که در اقتصاد دانشمحور تولید میشوند اساساً بهسختی قابل تحریم هستند چون در حجم بسیار اندکی تولید میشوند و ارزش مبادلهای و اقتصادی بالایی دارند. همین رعایت عنصر کمیابی و توجه به اصل «نیاز» سبب میشود تا تولید اقتصادی محصولات دانشمحور توجیهپذیری بالایی داشته باشد و مشتری به همین دلیل، خطرات آن را پذیرا باشد.

بهترین مثال و نمونه برای این امر، بحث تولید واکسن داخلی کرونا در شرایط پاندمی جهانی است. این واکسن که از بهترین نمونههای کالای دانشمحور است، با تکیه صرف بر توان متخصصان داخلی و بدترین شرایط تحریمی کشور توسط متخصصان داخلی تهیه و ساخته شده است. بدیهی است در کنار پاسخگویی به نیاز داخلی در شرایط همهگیری ویروس کرونا، توانایی تولید انبوه واکسن به عنوان کالایی دانش بنیان از دو نظر برای کشور حیاتی است: نخست اینکه به دلیل توانایی پاسخگویی به نیاز سایر کشورها به واکسن، مزیتهای اقتصادی انکارناپذیری را برای کشور به همراه خواهد داشت و دیگر اینکه ایران را در جرگه معدود کشورهای تولیدکننده واکسن کرونا قرار خواهد داد که رشدی صعودی و باورنکردنی در جایگاه علمی کشور در عرصه پزشکی خواهد بود.
از دیگر ویژگیهای مهم اقتصاد دانشبنیان، توان رقابتی بسیار بالای آن است. ایران در منطقه از این نظر حرف اول را میزند و فاصله سایر رقبا با آن بسیار بالاست؛ بهطوریکه اگر کشورهای منطقه تصمیم بگیرند در مسیر ایران حرکت کنند، دههها زمان نیاز است تا بتوانند با تشکیل دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، صرف هزینه های هنگفت و برنامهریزیهای دقیق بلند مدت بتوانند از نظر کمیت و کیفیت به سطح کنونی ایران از نظر تربیت و تولید نخبگان علمی دست یابند.

صنایع دانشبنیان و جهش رشد اقتصادی
شرکتهای دانشبنیان به واسطه تکیه بر ظرفیتهای داخلی و پایینتربودن آسیبپذیریشان از محرکهها و مؤلفههای خارجی، این توان را دارند که به واسطه رشد سریع از درون بتوانند در سایر بخشهای اقتصاد نیز سبب ایجاد رشد سریع اقتصادی شوند. بهطورکلی پیرامون یک صنعت اصلی، طیف گستردهای از صنایع وابسته قرار دارند. اقتصاد دانشبنیان این توان را دارد که صنایع بالادستی و پاییندستی فراوانی را به همراه خود فعال کند و موجی از تحول اقتصادی بیافریند.
اقتصاد دانشبنیان با خامفروشی که از ویژگیهای مهم اقتصاد ایران است، فاصله دارد. محصولات دانشمحور مواد اولیه اندکی را به کار میگیرند و بیشترین ارزش اقتصادیشان مربوط به دانشی است که در تولید آنها به کار رفته است نه به دلیل مواد اولیه استفاده شده در تولیدشان. بدینترتیب میتوانند بخش مهمی از ارزش افزودۀ مورد نیاز یک اقتصاد را تأمین کنند.
با توجه به سیاستهای کلی اقتصادی نظام در بحث اقتصاد مقاومتی و تأکیدی که در سندهای توسعه کشور بر مسئله پیشتازی اقتصاد دانشبنیان شده است، به نظر میرسد در حال حاضر کشور در بهترین شرایط برای استفاده از این فرصت تاریخی به منظور حرکتهای سریع و بلند قرار داشته باشد؛ ازهمینرو سرمایهگذاران داخلی میتوانند با تمرکز هرچه بیشتر روی این شرکتها و قرارگیری در مسیر توسعه و پیشرفت آنها، از فرصتهای بیبدیل این عرصه بهره ببرند.
دفتر حقوقی بین المللی ESK Law Firm
دفتر حقوقی ESK به حوزه های تخصصی مختلفی تقسیم شده است تا مشتریان بهراحتی و بهسرعت به وکیلی دسترسی داشته باشند که دارای تجربه و تخصص در صنعت یا تجارت مورد نظر آنهاست


بدون نظر