در این مطلب میخوانید:
بهره برداری و نگهداری پروژههای نیروگاهی
پس از ساخت و تکمیل تأسیسات در پروژه های نیروگاهی، پروژه وارد مرحله بهره برداری پروژههای نیروگاهی شده و شرکت پروژه، خود یا بهوسیله پیمانکار فرعی که معمولاً یکی از بانیان پروژه است، به بهره برداری، نگهداری و تعمیر تأسیسات میپردازد. اصول کلی و چهارچوب حقوقی عملیات بهره برداری و نگهداری در پروژههای بی.او.تی، معمولاً در موافقتنامه اصلی که بین شرکت پروژه و بخش عمومی امضا میشود، تعیین خواهد شد.
خدمات دفتر بین المللی Esk law firm
حقوق قراردادها و حقوق تجارت
در این مرحله، شرکت پروژه برحسب نوع درآمدزایی پروژه (بازارمحور یا قراردادمحور) انواع هزینههای خود در مرحله ساخت و بهره برداری را از طریق بهره برداری از تأسیسات و فروش تولیدات آن مستهلک کرده و سود سرمایهگذاری خود را برداشت میکند. مطابق هریک از سازوکارهای درآمدزایی پروژه، استهلاک هزینهها و برداشت سود سرمایهگذاری متغیر است؛ در مواردی که جریان درآمدزایی پروژه به قرارداد فروش امضاشده با دولت میزبان وابسته است ـ مانند پروژههای نیروگاهی ـ این امر با فروش تولیدات پروژه به دولت به نرخ و فرمول تعیینشده در قرارداد محقق میشود؛ درحالیکه در پروژههای بازارمحور نظیر ساخت بزرگراه یا بیمارستان، این امر به تقاضای مشتریان وابسته نیست.
درصورتیکه نوع پروژه قراردادمحور باشد ـ مانند پروژههای نیروگاهی تولیدات پروژه (برق) به موجب قرارداد تحویل به خریدار (بخش عمومی) فروخته میشود.
در این نوع ترتیبات، فروش تولیداتِ تأسیسات به بخش عمومی، از نظر شیوه قیمتگذاری، یا به قیمت روز بازار یا نزدیک به بازار، انجام میپذیرد یا یک قیمت کف برای ارزشگذاری تولیدات مورد موافقت قرار میگیرد؛ در شیوه نخست، ریسک کاهش قیمت در بازار به شرکت پروژه تحمیل میشود؛ بااینحال ممکن است طرفین توافق کنند بخش عمومی یک کف قیمتی را رعایت و تعهد کند که چنانچه قیمت بازار از این میزان پایینتر رود، این تولیدات را دستکم به مبلغ مزبور خریداری کند.
وانگهی قراردادهای تحویل از نظر کیفیت تعهد بخش عمومی، به دو نوع «ببر (بخر) یا بپرداز» و«ببر (بخر) و بپرداز» تقسیم میشوند؛ در نوع نخست، بخش عمومی به عنوان خریدار تعهد میکند ظرف یک دوره زمانی مشخص و حداقل به میزان معین، تولیدات شرکت پروژه را به قیمت مورد توافق خریداری کند؛ این نوع قرارداد تحویل از نقطهنظر شرکت پروژه بسیار مطلوب است؛ زیرا خریدار موظف است مبلغ مورد توافق را برای خرید تولیدات بپردازد، هرچند تولیدات را خریداری نکند (تحویل نگیرد)؛ بدیهی است تعهد اخیر، صرفاً ناظر به فرضی است که شرکت پروژه امکان تولید از تأسیسات و تحویل میزان مشخصی از محصول را به خریدار داشته باشد؛ ازاینرو چنانچه شرکت پروژه نتواند به میزان مورد توافق، محصولات تولیدی را به خریدار تحویل دهد، ممکن است مشمول پرداخت جریمه شود.

در نوع دوم، بخش عمومی به عنوان خریدار، صرفاً بابت محصولی که خریداری کرده (تحویل گرفته)، متعهد است مبلغ مورد توافق را به شرکت پروژه بپردازد.
شیوه خرید محصولات پروژه در پروژههای بی.او.تی قراردادمحور، بهنوعی به صورت «ببر (بخر) یا بپرداز» است؛ بااینحال سازوکار قراردادهای تحویل ممکن است از پیچیدگی بیشتری برخوردار باشند و تلفیقی از دو شیوه فوقالذکر بدین منظور مورد استفاده قرار گیرد.
قراردادهای تحویل ازجمله سازوکارهایی هستند که در خصوص انواع پروژهها اعم از BOT، LNG، ٍو یا قراردادهای عبور (مانند خطوط لوله گاز)، کاربرد دارند.
بهره برداری و نگهداری از پروژه در قراردادهای بی.او.تی معمولاً بهوسیله یکی از سازوکارهای زیر محقق خواهد شد:
- شرکت پروژه خود به بهرهبرداری و نگهداری از تأسیسات اقدام کند؛
ب. شرکت پروژه بهره برداری و نگهداری از تأسیسات را به موجب «قرارداد بهره برداری و نگهداری» به یکی از سهامداران خود (بانیان پروژه) یا شرکت وابسته به او واگذار کند؛
- شرکت پروژه، بهره برداری و نگهداری از تأسیسات را به موجب «قرارداد بهره برداری و نگهداری» به پیمانکار ثالث (غیر از بانیان پروژه) واگذار کند؛
- شرکت پروژه با مشارکت یکی از سهامداران خود یا شخص ثالث، اقدام به بهره برداری و نگهداری از پروژه کند.

برحسب پروژه موضوع قرارداد، قلمرو مسئولیت بهرهبردار متغیر است؛ افزون بر این، ممکن است عملیات بهرهبرداری از نگهداری، تفکیک شده و هریک به طور جداگانه به پیمانکار مربوطه واگذار شوند؛ به عنوان مثال ممکن است در پروژههای نیروگاهی، نگهداری از تأسیسات به تأمینکننده توربین واگذار شود؛ درحالیکه بهرهبرداری از آن را شرکت پروژه، رأساً یا بهوسیله امضای قرارداد با پیمانکار بهرهبردار، انجام دهد. هرچه عوامل درگیر در فرایند بهرهبرداری و نگهداری از پروژه بیشتر باشند، ریسک بروز اختلاف در مواردی که عملکرد تأسیسات مطلوب نیست و یا با اختلال مواجه میشود، بیشتر خواهد شد و مرجع مسئولیت بین پیمانکار EPC (در مواردی که عملکرد نامطلوب تأسیسات به سبب نقص و عیب موجود در فرایند ساخت آن است)، پیمانکار بهرهبردار (عملکرد نامطلوب تأسیسات از بهرهبرداری غیراصولی از آن ناشی شود) و پیمانکار نگهدارنده تأسیسات (در مواردی که اختلال موجود از عدم نگهداری استاندارد از تأسیسات ناشی شود) در گردش است.
این امر پیداکردن مرجع مسئولیت را برای شرکت پروژه بسیار دشوار میسازد؛ وانگهی تعدد عوامل بهرهبرداری و نگهداری، از نقطهنظر بخش عمومی و وامدهندگان نیز مطلوب نیست و آنها همواره به دنبال کاهش ریسکهای این مرحله و تمرکز مسئولیت هستند، هرچند در قراردادهای متعدد امضاشده با عواملِ مرحله بهرهبرداری و نگهداری، به مسئولیت مشترک شرکت پروژه با این عوامل تصریح شده باشد.

بر بهکارگیری هریک از سازوکارهای فوق مزایا و معایبی مترتب است که انتخاب هر کدام را به الزامات اجرایی و اوضاعواحوال حاکم بر هر پروژه منوط میکند.
درصورتیکه شرکت پروژه، خود بهره برداری و نگهداری از تأسیسات را بر عهده گیرد، افزون بر پرسنل حرفهای و باتجربه، دسترسی به کارشناسان فنی نیز اجتنابناپذیر است؛ یکی از راههای دستیابی به این مهم، امضای «قرارداد خدمات فنی» با یکی از سهامداران یا اشخاص ثالث است که کارکنان و کارشناسان لازم را در اختیار دارد.
به طور معمول وامدهندگان امضای قرارداد اخیر را به عنوان یکی از الزامات بهره وری تأسیسات، به شرکت پروژه تحمیل میکنند؛ اگر شرکت پروژه قرارداد بهره برداری و نگهداری از تأسیسات را با یک یا کنسرسیومی از سهامداران خود و یا شرکت یا شرکتهای وابسته به آنها امضا کند، ازآنجاکه منافع اشخاص اخیر و شرکت پروژه در یک راستا قرار دارند و بهره برداری مطلوب و اصولی از تأسیسات بهمنزله برگشت سرمایه سهامدار بهره بردار نیز محسوب میشود، بنابراین نگرانی چندانی در مورد تعارض منافع طرفین وجود ندارد و بهره بردار انگیزه کافی برای بهره برداری بهینه و اصولی از تأسیسات دارد (ن.ک: کتاب حقوق سرمایه گذاری خارجی در پرتو قانون و قراردادهای سرمایه گذاری، دفتر چهارم، حاتمی و کریمیان، ۱۳۹۴).
دفتر حقوقی بین المللی Esk law firm
دفتر حقوقی ESK به حوزه های تخصصی مختلفی تقسیم شده است تا مشتریان بهراحتی و بهسرعت به وکیلی دسترسی داشته باشند که دارای تجربه و تخصص در صنعت یا تجارت مورد نظر آنهاست


بدون نظر